دهکده کارگردان فیلم پیانیست کارگردان قانونی

دهکده: کارگردان فیلم پیانیست کارگردان قانونی فرانسه دادگاه آمریکا سینما سوئیس پرونده

گت بلاگز اخبار اقتصادی و بازرگانی ٠٠٠ تومان بخور و نمير ، ٧٠٠

١٠ سال بعد از اعلام آخرين قیمت خط فقر، يك مقام دولتي رقم خط فقر ملي را درآمد كمتر از ٧٠٠ هزار تومان براي خانوار در طول ماه اعلام كرد.

٠٠٠ تومان بخور و نمير ، ٧٠٠

٧٠٠/٠٠٠ تومان بخور و نمير

عبارات مهم : سياست

١٠ سال بعد از اعلام آخرين قیمت خط فقر، يك مقام دولتي رقم خط فقر ملي را درآمد كمتر از ٧٠٠ هزار تومان براي خانوار در طول ماه اعلام كرد.

٠٠٠ تومان بخور و نمير ، ٧٠٠

احمد ميدري، معاون رفاه اجتماعي وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي در مصاحبه اي كه چهارشنبه ٢٧ دي ماه ٩٦ در «اعتماد» منتشر شد، گفته است: «براي رسيدن به رقم فقر ملي، فرمول مشخصي را مدنظر قرار داده ايم بدين صورت كه فقر شديد يا همان خط فقر ملي را از حاصلضرب هزينه هاي خوراكي هر خانواده به دست مي آوريم كه ميانگين آن چيزي حدود ٧٠٠ هزار تومان براي هر خانوار ٣ تا ٥ نفره است.»

اين رقم به عنوان ملاك خط فقر ملي در حالي به وسیله يك مقام رسمي اعلام شده است كه حداقل مزد سال جاري ٩٣٠ هزار تومان هست. پايه مزدي در مقايسه با قیمت میانگین هزينه خانوار شهري كه به وسیله بانك مركزي حدود ٣ ميليون و ٤٠٠ هزار تومان اعلام شده است و قیمت حداقل هزينه سبد معيشت براي يك خانواده ٥/٣ نفره كه به وسیله شوراي عالي كار براي سال جاري ۲ ميليون و ۴۸۹ هزار تومان تعيين شده، تفاوت چشمگيري دارد. در اين شرايط اعلام رقم ٧٠٠ هزار تومان به عنوان خط فقر ملي، به ناگهان و با هزينه يك مصاحبه، ميليون ها نفر از نيروي كار سطوح حداقل بگيري را به بالاتر از خط فقر- با هر پسوندي- مي رساند بي آنكه تغييري در وضعيت معاش آنان اتفاق افتاده باشد.

١٠ سال بعد از اعلام آخرين قیمت خط فقر، يك مقام دولتي رقم خط فقر ملي را درآمد كمتر از ٧٠٠ هزار تومان براي خانوار در طول ماه اعلام كرد.

حسين راغفر و عضو هيات علمي دانشگاه الزهرا كه به عنوان پژوهشگر فقر آشنا مي شود و در حوزه رفاه اجتماعي تاليفاتي دارد، در گفت وگو با «اعتماد» بیانات اخير معاون وزير كار را نقد مي كند و معناي خط فقر ملي را مورد ترديد قرار مي دهد. به اعتقاد اين اقتصاددان رقم اعلام شده است به وسیله معاون وزير كار، مقامات دولتي را به اشتباه مي اندازد.

معاون رفاه اجتماعي وزارت كار اعلام كرده است ميانگين خط فقر ملي ٧٠٠ هزار تومان براي هر خانوار هست. به نظر شما اين رقم خط فقر است؟

اين رقم حتي خط بقا را هم نشان نمي دهد. تصور مي كنم منظور ايشان از خط فقر، حداقل نياز كالري يك فرد براي زنده ماندن باشد. با اين رقم شايد بشود غذاهاي حداقلي كه يك نفر- و نه يك خانواده- براي زنده ماندن مورد نیاز دارد را خريد. اين رقم اگر در مقياس تعداد میانگین خانوار محاسبه شود، به نام خط فقر شديد آشنا مي شود. طبيعتا اگر فردي كمتر از ٧٠٠ هزار تومان در ماه درآمد داشته باشد، با گرسنگي روبه رو مي شود. بنابراين اين رقم، مرز گرسنگي براي يك نفر است و با خط فقر شديد كه يك خانواده در آن مورد محاسبه قرار مي گيرند متفاوت هست. قطعا خانواده ها با اين رقم نمي توانند زندگي كنند.

٠٠٠ تومان بخور و نمير ، ٧٠٠

معاون وزير كار اين رقم را به عنوان «خط فقر ملي» اعلام كرده هست. خط فقر ملي يعني چه؟

ما خط فقر ملي نداريم. خط فقر ملي- اگر چنين چيزي را بشود متصور شد- رقمي است كه بتواند در كل كشور قابل اعمال باشد. اين مساله در كشورهايي كه اقتصادشان دچار دوگانگي شهر و دِه نيست و از نوعي همگني بين نقاط متفاوت اقتصاد كشورشان برخوردارند ممكن است بتواند كاربردي داشته باشد. ولی در مورد ايران قیمت ها در نقاط شهري و روستايي متفاوتند، در نقاط شهري هم تفاوت هاي فاحشي دارند و حتي بين روستاها هم يكدستي وجود ندارد، اعلام خط فقر ملي بي معناست. شايد منظور ايشان از اعلام اين رقم، ميانگين خط فقر كشور بوده كه اين عنوان هم با توجه به رقم ٧٠٠ هزار توماني كه براي خانوار و نه يك فرد اعلام كرده اند معنا ندارد و قابل اعمال نيست.

دولت با ملاك قرار دادن اين رقم مي تواند با فقر مقابله كند؟

١٠ سال بعد از اعلام آخرين قیمت خط فقر، يك مقام دولتي رقم خط فقر ملي را درآمد كمتر از ٧٠٠ هزار تومان براي خانوار در طول ماه اعلام كرد.

هدف از مطالعه فقر و تلاش دولت ها براي كاستن از فقر، حفظ عزت نفس انسان هاست. به خصوص نقش دولت ها جايي مهم مي شود و گزارش هاي دولتي وقتي معنادار مي شوند كه افراد در اثر عواملي خارج از اراده و كنترل خودشان دچار فقر شده است باشند. علت هاي اين اتفاق هم متفاوت هست. به عنوان نمونه فردي كه در يك خانواده فقير به دنيا مي آيد، بي آنكه هيچ تصميمي گرفته باشد كه كجا به دنيا بيايد، مشمول پيامدها و تبعات زندگي در فقر مي شود.

در اينجاست كه دولت ها مسووليت پيدا مي كنند. دولت ها مسوولند وقت هاي برابر رشد را براي اين فرد فراهم كنند. نشانه اصلي از مطالعه فقر، مطالعه بخش قابل توجهي از مردم در جوامع متفاوت هست. وضعيت زندگي ارزش و پيامدهاي اجتماعي و اخلاقي و سياسي فقر بر زندگي آنها مي تواند بافت اجتماعي را فرسوده كند، سرمايه اجتماعي را تحليل ببرد و موجب بروز آسيب هاي عمومي براي كل پيكره جامعه شود و ضمنا تهديدي براي امنيت سياسي آن جامعه باشد. به همين دليل دولت ها بايد نسبت به مساله فقر حساس باشند.

٠٠٠ تومان بخور و نمير ، ٧٠٠

از سال ٨٦ تا امروز خط فقر رسمي از طرف دولت اعلام نشده. اين وقفه چه تبعاتي داشته است؟

خط فقر نشان دهنده تحولات ميزان فقر در طول وقت هست. اين رقم مشخص مي كند سياست هاي بخش عمومي و دولت در كاهش و افزايش فقر چه تاثيراتي داشته اند. بنابراين اهميت و جاي خودش را دارد. ولی در شرايط كنوني كه آمار و اطلاعات خط فقر عملا توليد نشده هست، باتوجه به اينكه جامعه ايران بسيار پرشتاب و پرتحول هست، آمارهاي سال هاي قبل نمي توانند چندان قابل استناد باشند.

با اين حال هر اقدامي كه دولت براي كاهش فقر انجام بدهد، هر گروهي را كه در نظر بگيرد به خودي خود عنوان ارزشمندي هست. مهم اين است كه هدفگذاري درست باشد و گروه هاي نشانه مناسب گزینش شده است باشند و دوم اينكه پايداري اين سيستم براي كاهش فقر امكان پذير باشد و سوم اثربخشي اين سياست ها قابل پيگيري باشد و مشخص شود كه آيا اين سياست ها اثربخش بوده اند يا خير. به ويژه نكته آخري، اثربخشي، اينكه ما چه شيوه هايي را پيگيري مي كنيم و آيا اين شيوه ها به نشانه مورد نظر كه كاهش فقر و محروميت بين گروه هايي از جامعه است منجرمي شود يا خير، اين مهم است.

آنچه تاكنون عملا اتفاق افتاده نشان مي دهد عوامل متعدد ديگري همچنان در كار هستند و تاثير آنها بر كيفيت زندگي گروه هاي پايين جمعيت نسبت به سياست هايي كه براي كاهش آلام و محروميت هاي گروه هاي نشانه صورت گرفته است به شدت بيشتر و موثرتر بوده است.

سياست هاي غلط در بخش هاي اقتصادي كشور نسبت به سياست هاي كاهش فقر اثر مخرب تري داشته اند.

به عنوان نمونه اي از تاثير سياست هاي مخرب دولتي، مي توان به پرداخت يارانه هاي نقدي اشاره كرد. عملا اثبات شده است است كه توزيع پول و به يك معنا صدقه دادن در جامعه هيچ اثر مثبتي ندارد و تنها اتلاف منابع را به دنبال دارد. بايد سياست هايي كه منجر به افزايش اشتغال مي شود نشانه برنامه هاي فقرزدايي قرار بگيرند. پرداخت يارانه نقدي تنها مي تواند به كساني كه از سلامت جسمي كافي برخوردار نيستند يا دچار ازكارافتادگي هستند معنادار باشد. در غير اين صورت پرداخت يارانه نقدي نه تنها اثربخشي ندارد بلكه در بلندمدت مشكلات جدي تري را به دليل تورم و كاهش قدرت اين منابع به دنبال خواهد داشت.

بر اين اساس، در دي ماه سال ٨٩ كه پرداخت يارانه ها شروع شد تا امروز به يك خانواده پنج نفره ٢٢٥ هزار تومان پرداخت مي شود. امروز به دليل تورم، قدرت خريد اين مقدار يارانه كه در سال ٨٩، ٢٢٥هزار تومان بود، در دي ماه ٩٦ به ٨١٢ هزار تومان رسيده است كه نشان مي دهد ميزان يارانه پرداختي به يك خانوار ٥ نفره ٣٥ درصد هزينه هاي امروزش را جبران مي كند. بنابراين اگر بخواهيم آن قدرت خريد را حفظ كنيم دولت ناگزير است فقط به دليل وجود تورم، مبلغ بيشتري پرداخت كند.

اگر اين ارزيابي در مورد رقم ٧٠٠ هزار تومان براي يك خانواده پنج نفره صورت گرفته باشد، اين رقم حتي كفاف خوراك آن خانوار را هم نمي دهد. هر فرد در اين خانواده ماهانه ١٤٠هزار تومان مي تواند خرج كند. به اين ترتيب هر فرد روزانه تقريبا ٤ هزار و ٢٥٠ تومان سرانه براي تغذيه دارد كه تصور نمي كنم كسي بتواند با اين رقم دو هزار كيلو كالري با ريزمغذي هاي كافي طبق معيارهاي تغذيه در سال ٩٧ (سال اجراي برنامه) تامين كند. احتمالا با اين پول فقط مي توان با نان بربري سير شد.

گفته مي شود دولت مي خواهد پرداخت نقدي يارانه ها را محدودتر كند. اعلام خط فقر ملي و تخصیص داده شده است بودجه براي مقابله با آن، ادامه همان مسير يارانه است؟

يكي از مهم ترين دلايلي كه دولت نمي تواند يارانه اقشاري كه نيازمند نيستند را محدود كند، پيامدهاي سياسي آن هست. دولت دهم با همين نشانه پرداخت يارانه ها را شروع كرد. دولت دهم مي دانست دولت هاي بعدي براي قطع اين يارانه به دليل پيامدهاي سياسي اش دچار مشكل خواهند شد. حالا تصور كنيد اين مقياس بسيار بزرگ تر شود. به اين ترتيب بخش بيشتري از منابع دولت را به خود تخصیص داده شده است مي دهد و طبيعتا كار بسيار مشكل تر خواهد شد. ضمن اينكه وقتي مقدار يارانه بزرگ تر مي شود حجم تقاضا هم به شدت افزايش مي يابد و فقط اين نيست كه به گروه هايي كه در شرايط كنوني از بهزيستي يا كميته امداد كمك دريافت مي كنند محدود شود. كميته امداد هميشه مدعي بوده تقريبا به ميزاني كه در شرايط كنوني كمك مي كند، به همان ميزان جمعيت پشت در دارد كه متقاضي و احتمالا مشمول دريافت كمك هستند.

بنابراين معني اش اين است كه جمعيت بسيار بزرگي در سبد يارانه بگيران كشور جا خواهند گرفت واگر حجم اين مبالغ بزرگ شود، جاذبه اش هم براي برخي گروه ها بيشتر خواهد شد و اين مي تواند يك مشكل جدي ديگري براي دولت ايجاد كند. اين عملا همان سياست هاي شكست خورده گذشته است ولي در يك مقياس بزرگ تر. بنابراين دولت با سيل تقاضاهاي جديد مواجه مي شود كه قادر به تامين ارزش نخواهد بود. اين تله اي است كه دولت احمدي نژاد براي اين دولت كار گذاشت و دولت روحاني هم در آن افتاد. براي اينكه دولت بتواند از اين تله خلاص شود انتظار مي رود تجديدنظر جدي در اين سياست ها انجام دهد ولی آنچه به عنوان سياست هاي دولت اعلام مي شود عملا آن اهداف را تامين نمي كند.

رقم ٧٠٠هزار توماني كه معاون وزير كار به عنوان خط فقر ملي ماهانه هر خانوار اعلام كرده است در شرايط فعلي چه كاربردي دارد؟

اين رقم صرفا هزينه اوليه تامين غذاي يك فرد در طول ماه را نشان مي هد. آنهم در شرايطي كه يك فرد در دنياي مدرن، نيازهاي مختلفي براي زيست انساني دارد و فقط با يك غذا به تنهايي و آنهم با حداقل كالري مورد نياز نمي توان انتظار داشت اهدافي كه در مسووليت هاي اجتماعي دولت ها قرار مي گيرد تامين شوند.

اگر منظور دولت از حدف فقر مطلق برطرف گرسنگي افراد هست، نبايد نام اين رقم را خط فقر يا خط فقر مطلق بگذارد. نام اين رقم تلاش براي غلبه بر گرسنگي است.

البته مشخص كردن رقم غلبه بر گرسنگي هم مي تواند اقدامي متعالي باشد. وقتي مطالعات نشان مي دهد ٦ درصد از جمعيت كشور كمتر از رقم غلبه بر گرسنگي درآمد دارند، در اين شرايط اگر همين هم نشانه مطالعه جامع براي اقدام دولت ها و سياستگذاري هاي بخش عمومي قرار بگيرد، نشانه ارزشمندي هست. به شرطي كه نشانه اين باشد كه مشخص كنند ظرف چند سال آينده در ايران گرسنه نداشته باشيم. اين خود يك نشانه متعالي هست. ولی اولا دولت نبايد نشانه از برطرف نيازهاي اوليه غلبه بر گرسنگي را محو فقر مطلق معرفي كند و ثانيا همانطور كه اشاره شد، راجع به روش هاي امتحان شده است شبيه پرداخت يارانه صرف نظر كند.

طبق محاسبات دولت كارگران حداقل بگير هم بالاتر از خط فقر ملي قرار مي گيرند.

اگر همين ٧٠٠ هزار تومان را هم بپذيريم، اين رقم به معني تامين خوراك يك خانواده نيست. به معني تامين خوراك يك نفر هست. خط فقر بايد در مقياس تعداد میانگین خانوار يعني چهار نفر محاسبه شود. اين رقم حداقل هزينه تامين كالري مورد نياز يك نفر براي زنده ماندن هست. البته اين ارقام در مناطق شهري و روستايي متفاوت هست. ولي نكته قابل توجه اين است كه همانطور كه اشاره كرديد اگر دولت صرفا اين مساله را نشانه گذاري كند، حداقل دستمزد بايد با توجه به بعد خانوار محاسبه شود. حتي اگر اين رقم بخواهد محدوده حداقل بقا را تعيين كند بايد تعداد میانگین يك خانواده در آن در نظر گرفته مي شد.

در جريان اعتراضات دي ماه ٩٦، به نظر مي رسيد دولت و بخش هايي از جامعه غافلگير شده است اند. اين غافلگيري مي تواند ارتباطي با اعلام نشدن خط فقر در يك دهه گذشته داشته باشد؟

دولت ها بيش از آنكه به واقعيت هاي روي زمين فكر كنند، به اين فكر هستند كه چه كاري را در شرايط فعلي مي توانند انجام دهند. در واقع دولت ها كاري به اين ندارند كه واقعيت هاي فقر چيست.

درباره تاثيرگذاري آمار بر تصميمات دولت ها، واقعيت اين است كه نظام آماري در ايران بسياري مواقع كيفيت مورد نیاز را براي تاثيرگذاري ندارد. زيادي خوشبينانه تهيه مي شوند به طوري كه اگر تاثيري هم روي مسوولان داشته باشد، آنها را به اين اعتقاد مي رساند كه اوضاع خيلي هم بد نيست. در عين حال، در فقدان آمارهاي قابل اطمينان، ناگهان جامعه و دولت با شوك هايي مواجه مي شوند، مثل آنچه اخيرا در دي ماه اتفاق افتاد.

خط نان

هر فرد در خانواده پنج نفره اي كه ٧٠٠ هزار تومان درآمد دارد، ماهانه ١٤٠هزار تومان مي تواند خرج كند. به اين ترتيب هر فرد روزانه تقريبا ٤٢٥٠ تومان سرانه براي تغذيه دارد كه تصور نمي كنم كسي بتواند با اين رقم دو هزار كيلو كالري با ريزمغذي هاي كافي طبق معيارهاي تغذيه در سال ٩٧ (سال اجراي برنامه) تامين كند. احتمالا با اين پول فقط مي توان با نان بربري سير شد.

اعتماد

واژه های کلیدی: سياست | خانواده | خانواده | اخبار اقتصادی و بازرگانی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz